کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

قصه رانده شدن آدم از بهشت

1

کرد شاگردی سوال از اوستاد

کز بهشت آدم چرا بیرون فتاد

2

گفت بود آدم همی عالی گهر

چون به فردوسی فرو آورد سر

3

هاتفی برداشت آوازی بلند

کای بهشتت کرده از صد گونه بند

4

هرک در هر دو جهان بیرون ما

سر فروآرد به چیزی دون ما

5

ما زوال آریم بر وی هرچ هست

زانک نتوان زد به غیر دوست دست

6

جای باشد پیش جانان صد هزار

جای بی جانان کجا آید به کار

7

هرک جز جانان به چیزی زنده شد

گر همه آدم بود افکنده شد

8

اهل جنت را چنین آمد خبر

کاولین چیزی دهند آنجا جگر

9

اهل جنت چون نباشد اهل راز

زان جگر خوردن ز سرگیردند باز

متن شعر کپی شد.