کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

احوال سلطان محمود در آن جهان

1

پاک رایی بود بر راه صواب

یک شبی محمود را دید او به خواب

2

گفت ای سلطان نیکو روزگار

حال تو چونست در دار القرار

3

گفت تن زن خون جان من مریز

دم مزن چه جای سلطانست خیز

4

بود سلطانیم پندار و غلط

سلطنت کی زیبد از مشتی سقط

5

حق که سلطان جهاندار آمدست

سلطنت او را سزاوار آمدست

6

چون بدیدم عجز و حیرانی خویش

ننگ می دارم ز سلطانی خویش

7

گر تو خوانی ، جز پریشانم مخوان

اوست سلطانم تو سلطانم مخوان

8

سلطنت او راست و من برسودمی

گر به دنیا در گدایی بودمی

9

کاشکی صد چاه بودی جاه نی

خاشه روبی بودمی و شاه نی

10

نیست این دم هیچ بیرون شو مرا

باز می خواهند یک یک جو مرا

11

خشک بادا بال و پر آن همای

کو مرا در سایه خود داد جای

متن شعر کپی شد.