کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتگوی مرد دیده ور با دریا

1

دیده ور مردی به دریا شد فرود

گفت ای دریا چرا داری کبود

2

جامه ماتم چرا پوشیده ای

نیست هیچ آتش، چرا جوشیده ای

3

داد دریا آن نکو دل را جواب

کز فراق دوست دارم اضطراب

4

چون ز نامردی نیم من مرد او

جامه نیلی کرده ام از درد او

5

خشک لب بنشسته ام مدهوش من

ز آتش عشق آب من شد جوش زن

6

گر بیابم قطره ای از کوثرش

زنده جاوید گردم بر درش

7

ورنه چون من صد هزاران خشک لب

می بمیرد در ره او روز و شب

متن شعر کپی شد.