کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت موسی و قارون

1

حق تعالی گفت قارون زار زار

خواند ای موسی ترا هفتاد بار

2

تو ندادی هیچ باز او را جواب

گر بزاری یک رهم کردی خطاب

3

شاخ شرک از جان او برکندمی

خلعت دین در سرش افکندمی

4

کردی ای موسی به صد دردش هلاک

خاکسارش سر فرودادی به خاک

5

گر تو او را آفریده بودیی

در عذابش آرمیده بودیی

6

آنک بر بی رحمتان رحمت کند

اهل رحمت را ولی نعمت کند

7

هست دریاهای فضلش بی دریغ

در بر آن جرمها یک اشک میغ

8

هرک را باشد چنان بخشایشی

کی تغیر آرد از آلایشی

9

هرک او عیب گنه کاران کند

خویش را از خیل جباران کند

متن شعر کپی شد.