کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

خصومت دو مرقع پوش

1

در خصومت آمدند و در جفا

دو مرقع پوش در دار القضا

2

قاضی ایشان را به کنجی برد باز

گفت صوفی خوش نباشد جنگ ساز

3

جامه تسلیم در بر کرده اید

این خصومت از چه در سر کرده اید

4

گر شما هستید اهل جنگ و کین

این لباس از سر براندازید هین

5

ور شما این جامه را اهل آمدید

در خصومت از سر جهل آمدید

6

من که قاضی ام نه مرد معنوی

زین مرقع شرم می دارم قوی

7

هر دو را بر فرق مقنع داشتن

به بود زین سان مرقع داشتن

8

چون تو نه مردی نه زن در کار عشق

کی توانی کرد حل اسرار عشق

9

گر به سر راه عشقی مبتلا

برفکن برگستوانی از بلا

10

گر بدعوی عزم این میدان کنی

سر دهی بر باد و ترک جان کنی

11

سر به دعوی بیش ازین مفر از تو

تا به رسوایی نمانی باز تو

متن شعر کپی شد.