کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت غافلی که از ابلیس گله داشت

1

غافلی شد پیش آن صاحب چله

کرد از ابلیس بسیاری گله

2

گفت ابلیسم زد از تلبیس راه

کرد دین بر من به طراری تباه

3

مرد گفتش ای جوانمرد عزیز

آمده بد پیش ازین ابلیس نیز

4

مشتکی بود از تو و آزرده بود

خاک از ظلم تو بر سر کرده بود

5

گفت دنیا جمله اقطاع منست

مرد من نیست آنک دنیا دشمنست

6

تو بگو او را که عزم راه کن

دست از دنیای من کوتاه کن

7

من به دینش می کنم آهنگ سخت

زانک در دنیای من زد چنگ سخت

8

هرک بیرون شد ز اقطاعم تمام

نیست با او هیچ کارم والسلام

متن شعر کپی شد.