کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

سوگواری مردی که بی قرار و پند بیدلی به او

1

از پس تابوت می شد سوگوار

بی قراری، وانگهی می گفت زار

2

کای جهان نادیده من چون شدی

هیچ نادیده جهان بیرون شدی

3

بی دلی چون آن شنید و کار دید

گفت صد باره جهان انگار دید

4

گر جهان با خویش خواهی برد تو

هم جهان نادیده خواهی مرد تو

5

تا که تو نظاره عالم کنی

عمر شد کی درد را مرهم کنی

6

تا نپردازی تو از نفس خسیس

در نجاست گم شد این جان نفیس

متن شعر کپی شد.