کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتار نایبی در دم مرگ

1

نایبی را چون اجل آمد فراز

زو یکی پرسید کای در عین راز

2

حال تو چونست وقت پیچ پیچ

گفت حالم می بنتوان گفت هیچ

3

بار پیمودم همه عمرتمام

عاقبت با خاک رفتم والسلام

4

نیست درمان مرگ را جز مرگ بوی

ریختن دارد بزاری برگ و روی

5

ما همه از بهر مردن زاده ایم

جان نخواهد ماند و دل بنهاده ایم

6

آنک عالم داشت در زیر نگین

این زمان شد توتیا زیرزمین

7

وانک در چرخ فلک خون ریز بود

گشت در خاک لحد ناچیز زود

8

جمله زیرزمین پرخفته اند

بلک خفته این هم آشفته اند

9

مرگ بنگر تا چه راهی مشکل است

کاندرین ره گورش اول منزل است

10

گر بود از تلخی مرگت خبر

جان شیرینت شود زیر و زبر

متن شعر کپی شد.