کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتار شیخ خرقان در دم آخر

1

دردم آخر که جان آمد به لب

شیخ خرقان این چنین گفت ای عجب

2

کاشکی بشکافتندی جان من

باز کردندی دل بریان من

3

پس به عالمیان نمودندی دلم

شرح دادندی که درچه مشکلم

4

تا بدانندی که با دانای راز

بت پرستی راست ناید، کژ مباز

5

بندگی این باشد و دیگر هوس

بندگی افکندگیست ای هیچ کس

6

نه خدایی می کنی نه بندگی

کی ترا ممکن شود افکندگی

7

هم بیفکن خویش و هم بنده بباش

بنده و افکنده شو ، زنده بباش

8

چون شدی بنده به حرمت باش نیز

در ره حرمت بهمت باش نیز

9

گر درآید بنده بی حرمت به راه

زود راند از بساطش پادشاه

10

شد حرم بر مرد بی حرمت حرام

گر به حرمت باشی این نعمت تمام

متن شعر کپی شد.