کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

عقیده مردی پاک دین درباره مبتدی

1

پاک دینی گفت آن نیکوترست

مبتدی را کو به تاریکی درست

2

تا به کلی گم شود در بحر جود

پس نماند هیچ رشدش در وجود

3

زانک چیزی گر برو ظاهر شود

غره گردد وان زمان کافر شود

4

آنچ در تست از حسد و از خشم تو

چشم مردان بیند اونه چشم تو

5

هست در تو گلخنی پر اژدها

تو ز غفلت کرده ایشان را رها

6

روز و شب در پرورش شان مانده

فتنه خفت و خورش شان مانده

7

اصل تو از خاک وز خون شد تمام

وی عجب هر دو ز بی قدری حرام

8

خون که او نزدیک تر آمد به تو

هم نجس هم مختصر آمد به تو

9

هرچ در بعد دلست از قرب حس

هم حرام افتد بلا شک هم نجس

10

گر پلیدیی درون می بینیی

این چنین فارغ کجا بنشینیی

متن شعر کپی شد.