مناجات · عطار
مناجات رابعه با خداوند
1
رابعه گفتی که ای دانای راز
دشمنان را کار دنیا می بساز
2
دوستان را آخرت ده بردوام
زانک من زین کار آزادم مدام
3
گر ز دنیا و آخرت مفلس شوم
کم غمم گر یک دمت مونس شوم
4
بس بود این مفلسی از تو مرا
زانک دایم تو بسی از تو مرا
5
گر بسوی هر دو عالم بنگرم
یا بجز تو هیچ خواهم، کافرم
6
هرکرا او هست، کل او را بود
هفت دریا زیر پل او را بود
7
هرچ بود و هست و خواهد بود نیز
مثل دارد، جز خداوند عزیز
8
هرچ را جویی جزو یابی نظیر
اوست دایم بی نظیر وناگزیر