کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتار یوسف همدان درباره صبر

1

یوسف همدان، امام روزگار

صاحب اسرار جهان، بینای کار

2

گفت چندانی که از بالا و پست

دیده ور می بنگرد در هرچ هست

3

هست یک یک ذره یعقوب دگر

یوسف گم کرده می پرسد خبر

4

درد باید در ره او انتظار

تا درین هر دو برآید روزگار

5

ور درین هر دو نیابی کار باز

سر مکش زنهار از این اسرار باز

6

در طلب صبری بباید مرد را

صبر خود کی باشد اهل درد را

7

صبر کن گر خواهی وگر نه، بسی

بوک جایی راه یابی از کسی

8

هچو آن طفلی که باشد در شکم

هم چنان با خود نشین با خود به هم

9

از درون خود مشو بیرون دمی

نانت اگر باید همی خور خون دمی

10

قوت آن طفل شکم خونست بس

وین همه سودا ز بیرونست بس

11

خون خورو در صبر بنشین مردوار

تا برآید کار تو از دست کار

متن شعر کپی شد.