کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتار معشوق طوسی (محمد) با مریدش

1

یک شبی معشوق طوس، آن بحر راز

با مریدی گفت دایم در گداز

2

تا چو اندر عشق بگدازی تمام

پس شوی از ضعف چون مویی مدام

3

چون شود شخص تو چون مویی نزار

جایگاهی سازدت در زلف یار

4

هرک چون مویی شود در کوی او

بی شک او مویی شود در موی او

5

گر تو هستی راه بین و دیده ور

موی در موی این چنین بین درنگر

6

گر سر مویی نماند از خودیت

هفت دوزخ سر برآید از بدیت

متن شعر کپی شد.