غزل · سنایی
غزل شماره ۱۳ - ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را...
1
ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
بر کف ما نه سه باده گردش اجرام را
2
تا زمانی بی زمانه جام می بر کف نهیم
بشکنیم اندر زمانه گردش ایام را
3
جان و دل در جام کن تا جان به جام اندر نهیم
همچو خون دل نهاده ای پسر صد جام را
4
دام کن بر طرف بام از حلقه های زلف خویش
چون که جان در جام کردی تنگ در کش جام را
5
کاش کیکاووس پر کن زان سهیل شامیان
زیر خط حکم درکش ملک زال و سام را
6
چرخ بی آرام را اندر جهان آرام نیست
بند کن در می پرستی چرخ بی آرام را