کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶ - نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا...

1

نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا

نیست بی گفتار تو در دل توانایی مرا

2

در وصالت بودم از صفرا و از سودا تهی

کرد هجران تو صفرایی و سودایی مرا

3

عشق تو هر شب برانگیزد ز جانم رستخیز

چون تو بگریزی و بگذاری به تنهایی مرا

4

چشمه خورشید را از ذره نشناسم همی

نیست گویی ذره ای دردیده بینایی مرا

5

از تو هر جایی ننالم تو هر جایی شدی

نیست جای ناله از معشوق هر جایی مرا

6

گاه پیری آمد از عشق تو بر رویم پدید

آنچه پنهان بود در دل گاه برنایی مرا

7

کرد معزولم زمانه گاه دانایی و عقل

با بلای تو چه سود از عقل و دانایی مرا

متن شعر کپی شد.