کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸ - تا نقش خیال دوست با ماست...

1

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

2

آنجا که جمال دلبر آمد

والله که میان خانه صحراست

3

وانجا که مراد دل برآمد

یک خار به از هزار خرماست

4

گر چه نفس هوا ز مشکست

ورچه سلب زمین ز دیباست

5

هر چند شکوفه بر درختان

چون دو لب دوست پر ثریاست

6

هر چند میان کوه لاله

چون دیده میان روی حوراست

7

چون دولت عاشقی در آمد

اینها همه از میانه برخاست

8

هرگز نشود به وصل مغرور

هر دیده که در فراق بیناست

9

اکنون که ز باغ زاغ کم شد

بلبل ز گل آشیانه آراست

10

بر هر سر شاخ عندلیبی ست

زین شکر که زاغ کم شد و کاست

11

فریاد همی کند که باری

امروز زمانه نوبت ماست

متن شعر کپی شد.