غزل · سنایی
غزل شماره ۲۹ - از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست...
1
از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست
صیدیست بس شگرف نه در خورد شست ماست
2
میدان مهر او نه به کام سمند ماست
درع وفای او نه به بالای پست ماست
3
دیریست تا به یادش می نوش می کنم
کس را نگفت او که فلان مرد مست ماست
4
با پاسبان کویش در خاک می رویم
هر چند فرق فرقد جای نشست ماست
5
چون مات برد ماست همه کس حریف ماست
وانجا که نیستیست همه عین هست ماست