کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲ - توبه من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست...

1

توبه من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست

دی که بودم روزه دار امروز هستم بت پرست

2

از ترانه عشق تو نور نبی موقوف گشت

وز مغابه جام تو قندیلها بر هم شکست

3

رمزهای لعل تو دست جوانمردان گشاد

حلقه های زلف تو پای خردمندان ببست

4

ابروی مقرونت ای دلبر کمان اندر کشید

ناوک مژگانت ای جانان دل و جانم بخست

5

با چنان مژگان و ابرو با چنان رخسار و لب

بود نتوان جز صبور و عاشق و مخمور و مست

6

پارسایی را بود در عشق تو بازار سست

پادشاهی را بود در وصل تو مقدار پست

7

جز برای تو نسازم من ز فرق خویش پای

جز به یاد تو نیارم سوی رطل و جام دست

8

شادی و آرام نبود هر کرا وصل تو نیست

هر کرا وصل تو باشد هر چه باید جمله هست

متن شعر کپی شد.