کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶ - ای جان جهان کبر تو هر روز فزونست...

1

ای جان جهان کبر تو هر روز فزونست

لیکن چه توان کرد که وقت تو کنونست

2

نشگفت اگر کبر تو هرگز نشود کم

چون خوبی دیدار تو هر روز فزونست

3

عالم ز جمال تو پرآوازه شد امروز

زیرا که جمال تو ز اندازه برونست

4

در زلف تو تاب و گره و بند و شکنجست

در چشم تو مکر و حیل و زرق و فسونست

5

تا من رخ چون چشمه خورشید تو دیدم

چشمم ز غم عشق تو چون چشمه خونست

6

ای رفته ز نزدیک سنایی خبرت هست

کز عشق تو حال من دل سوخته چونست

7

از مهر تو چون نقطه خونست دلم زانک

بر ماه ترا دایره غالیه گونست

متن شعر کپی شد.