کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷ - ای پیک عاشقان گذری کن به بام دوست...

1

ای پیک عاشقان گذری کن به بام دوست

بر گرد بنده وار به گرد مقام دوست

2

گرد سرای دوست طوافی کن و ببین

آن بار و بارنامه و آن احتشام دوست

3

خواهی که نرخ مشک شکسته شود به چین

بر زن به زلف پر شکن مشکفام دوست

4

برخاست اختیار و تصرف ز فعل ما

چون کم ز دیم خویشتن از بهر کام دوست

5

خواهی که بار عنبر بندی تو از سرخس

زآنجا میار هیچ خبر جز پیام دوست

6

خواهی که کاروان سلامت بود ترا

همراه خویش کن به سوی ما سلام دوست

7

بر دانه های گوهر او عاشقی مباز

تا همچو من نژند نمانی به دام دوست

8

با خود بیار خاک سر کوی او به من

تا بر سرش نهم به عزیزی چو نام دوست

9

بینا مباد چشم من ار سوی چشم من

بهتر ز توتیا نبود گرد گام دوست

10

گر دوست را به غربت من خوش بود همی

ای من رهی غربت و ای من غلام دوست

11

از مال و جان و دین مرا ار کام جوید او

بی کام بادم ار کنم آن جز به کام دوست

متن شعر کپی شد.