غزل · سنایی
غزل شماره ۵۳ - ای ساقی می بیار پیوست...
1
ای ساقی می بیار پیوست
کان یار عزیز توبه بشکست
2
برخاست ز جای زهد و دعوی
در میکده با نگار بنشست
3
بنهاد ز سر ریا و طامات
از صومعه ناگهان برون جست
4
بگشاد ز پای بند تکلیف
زنار مغانه بر میان بست
5
می خورد و مرا بگفت می خور
تا بتوانی مباش جز مست
6
اندر ره نیستی همی رو
آتش در زن بهر چه زی هست