کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۰ - تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات...

1

تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات

همواره منم معتکف راه خرابات

2

کردند همه خلق همی خطبه شاهی

چون خیل خرابات بر آن شاه خرابات

3

من خود چه خطر دارم تا بنده نباشم

چون شاه خرابات بود ماه خرابات

4

گر صومعه شیخ خبر یابد ازین حرف

حقا که شود بنده خرگاه خرابات

5

بشنو که سنایی سخن صدق به تحقیق

آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات

6

او نیست بجز صورت بی هیئت بی روح

افگنده به میدان شهنشاه خرابات

7

آن روز مبادم من و آن روز مبادا

بینند ز من خالی درگاه خرابات

8

شیر نر اگر سوی خرابات خرامد

روباه کند او را روباه خرابات

9

آنکو «لمن الملک» زند هم حسد آید

او را ز خرابات و علی الاه خرابات

متن شعر کپی شد.