غزل · سنایی
غزل شماره ۷۲ - نخواهم من طریق و راه طامات...
1
نخواهم من طریق و راه طامات
مرا می باید و مسکن خرابات
2
گهی با می گسارم انده خویش
گهی با جام باشم در مناجات
3
گهی شطرنج بازم با حریفان
گهی راوی شوم با شعر و ابیات
4
گهی شه رخ شوم با عیش و راحت
گهی از رنج گردم باز شهمات
5
نخواهم جز می و میخانه و جام
نه محنت باشد آنجا و نه آفات
6
همیشه تا بوم در خمر و در قمر
بیابم راحتی اندر مقامات
7
چو طالب باشم اندر راه معشوق
طلب کردن بود راه عبادات
8
طریق عشق آن باشد که هرگز
نیابد عاشق از معشوق حاجات
9
چنین دانم طریق عاشقی را
که نپذیرد به راه عشق طامات
10
ز چیزی چون توان دادن نشانی
که پیدا نیست اندر وی اشارات