غزل · سنایی
غزل شماره ۷۳ - گل به باغ آمده تقصیر چراست...
1
گل به باغ آمده تقصیر چراست
ساقیا جام می لعل کجاست
2
به چنین وقت و چنین فصل عزیز
کاهلی کردن و سستی نه رواست
3
ای سنایی تو مکن توبه ز می
که ترا توبه درین فصل خطاست
4
عاشقی خواهی و پس توبه کنی
توبه و عشق بهم ناید راست
5
روزکی چند بود نوبت گل
روزه و توبه همه روز بجاست
6
جز از آن نیست که گویند مرا
یار بود آنکه نه از مجمع ماست
7
شد به بد مردی و میخانه گزید
نیک مردی را با زهد نخواست
8
من به بد مردی خرسند شدم
هر قضایی که بود خود ز قضاست
9
ای بدا مرد که امروز منم
ای خوشا عیش که امروز مراست