کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۸ - اندر دل من عشق تو نور یقینست...

1

اندر دل من عشق تو نور یقینست

بر دیده من نام تو چون نقش نگینست

2

در طبع من و همت من تا به قیامت

مهر تو چو جنانست و وفای تو چو دینست

3

تو بازپسین یار منی و غم عشقت

جان تو که همراه دم بازپسینست

4

گویی ببر از صحبت نا اهل بر من

از جان به برم گر همه مقصود تو اینست

5

آن را غرض صحبت دیدار تو باشد

او را چه غم تاش و چه پروای تکینست

6

امید وصال تو مرا عمر بیفزود

خود وصل چه چیزست که امید چنینست

7

گفتم که ترا بنده نباشد چو سنایی

نوک مژه بر هم زد یعنی که همینست

متن شعر کپی شد.