کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۲ - تا کی کنم از طره تو فریاد...

1

تا کی کنم از طره تو فریاد

تا کی کشم از غمزه تو بیداد

2

یک شهر زن و مرد همی باز ندانند

فریاد من از خنده و بیداد تو از داد

3

آن روز که زلفین نگون تو بدیدند

گشتند ترا بنده چو من بنده و آزاد

4

هشیار نشد هر که ز گفتار تو شد مست

غمناک نشد هر که ز دیدار تو شد شاد

5

من با رخ چون لاله و با عارض چون مشک

با قامت چون تیر ز وصل تو کنم یاد

6

تو زر کنی از لاله و کافور کنی مشک

چوگان کنی از تیز زهی جادوی استاد

7

ویران کنی آن دل که درو سازی منزل

هرگز نگذاری که بود منزلت آباد

8

ای منزل تو گشته ز آشوب تو ویران

آن شهر کزو خاستی آباد همی باد

9

جیحون شده چشم من از آن زلف سمن سا

بر باد شده زلف تو از قامت شمشاد

10

مشهور جهان گشته سنایی ز غم تو

از روی چو خورشید تو ای طرفه بغداد

11

تو مایه خوبی شدی ای مایه خوبان

افگنده درین خسته دلم عشق تو بنیاد

12

صد رحمت و صد شادی بر جان تو ای بت

مادر که ترا زاد بر او نیز دعا باد

متن شعر کپی شد.