کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۰ - نور رخ تو قمر ندارد...

1

نور رخ تو قمر ندارد

شیرینی تو شکر ندارد

2

خوش باد عشق خوبرویی

کز خوبی او خبر ندارد

3

دارنده شرق و غرب سلطان

والله که چو تو دگر ندارد

4

رضوان بهشت حق یقینم

چون تو به سزا پسر ندارد

5

خوبی که بدو رسید بتوان

باغی باشد که در ندارد

6

با زر بزید به کام عاشق

پس چون کند آنکه زر ندارد

7

بی وصل تو بود عاشقانت

چون شخص بود که سر ندارد

8

رو خوبی کن چنانکه خوبی

کاین خوبی دیر بر ندارد

9

هر چند نصیحت سنایی

نزد تو بسی خطر ندارد

متن شعر کپی شد.