کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۶ - سوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد...

1

سوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد

چرات بینم با اشک سرخ و با رخ زرد

2

دراز قصه نگویم حدیث جمله کنم

هر آنچه گفت نکرد و هر آنچه کشت نخورد

3

جفا نمود و نبخشود و دل ربود و نداد

وفا بگفت و نکرد و جفا نگفت و بکرد

4

چو پیشم آمد کردم سلام روی بتافت

چو آستینش گرفتم گفت بردا برد

5

نه چاره ای که دل از دوستیش برگیرم

نه حیله ای که توانمش باز راه آورد

6

بر انتظار میان دو حال ماندستم

کشید باید رنج و چشید باید درد

7

ایا سنایی لولو ز دیدگانت مبار

که در عقیله هجران صبور باید مرد

متن شعر کپی شد.