غزل · سنایی
غزل شماره ۱۱۸ - هر دل که قرین غم نباشد...
1
هر دل که قرین غم نباشد
از عشق بر او رقم نباشد
2
من عشق تو اختیار کردم
شاید که مرا درم نباشد
3
زیرا که درم هم از جهانست
جانان و جهان بهم نباشد
4
با دیدن رویت ای نگارین
گویی که غمست غم نباشد
5
تا در دل من نشسته باشی
هرگز دل من دژم نباشد
6
پیوسته در آن بود سنایی
تا جز به تو متهم نباشد