غزل · سنایی
غزل شماره ۱۱۹ - در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد...
1
در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
ایمان و کفر من همه رود و شراب شد
2
زهدم منافقی شد و دینم مشعبدی
تحقیقها نمایش و آبم سراب شد
3
ایمان و کفر چون می و آب زلال بود
می آب گشت و آب می صرف ناب شد
4
دوش از پیاله ای که ثریاش بنده بود
صافی می درو چو سهیل و شراب شد