غزل · سنایی
غزل شماره ۱۲۰ - از دوست به هر جوری بیزار نباید شد...
1
از دوست به هر جوری بیزار نباید شد
از یار به هر زخمی افگار نباید شد
2
ور جان و دل و دین را افگار نخواهی کرد
با عشق خوش شوخی در کار نباید شد
3
گر زان که چو عیاران از عهده برون نایی
دلداده آن چابک عیار نباید شد
4
هر گه که به ترک جان آسان نتوانی گفت
پس عاشق آن دلبر خونخوار نباید شد
5
چون سوختن دل را تن در نتوان دادن
از لاف به رعنایی در نار نباید شد
6
خواهی که بیاسایی مانند سنایی تو
هرگز ز می عشقش هشیار نباید شد
7
خواهی که خبر یابی از خود ز نگار خود
الا ز وجود خود بیزار نباید شد