غزل · سنایی
غزل شماره ۱۳۰ - عاشق و یار یار باید بود...
1
عاشق و یار یار باید بود
در همه کار یار باید بود
2
گر همه راحت و طرب طلبی
رنج بردار یار باید بود
3
روز و شب ز اشک چشم و گونه زرد
در و دینار یار باید بود
4
ور گل دولتت همی باید
خسته خار یار باید بود
5
گاه و بی گاه در فراق و وصال
مست و هشیار یار باید بود
6
چون سنایی همیشه در بد و نیک
صاحب اسرار یار باید بود