کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱ - هزار سال به امید تو توانم بود...

1

هزار سال به امید تو توانم بود

هر آنگهی که بیایم هنوز باشد زود

2

مرا وصال نباید همان امید خوشست

نه هر که رفت رسید و نه هر که کشت درود

3

مرا هوای تو غالب شدست بر یک حال

نه از جفای تو کم شد نه از وفا افزود

4

من از تو هیچ ندیدم هنوز خواهم دید

ز شیر صورت او دیدم و ز آتش دود

5

همیشه صید تو خواهم بدن که چهره تو

نمودنی بنمود و ربودنی بربود

متن شعر کپی شد.