کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۳ - از هر چه گمان بر دلم یار نه آن بود...

1

از هر چه گمان بر دلم یار نه آن بود

پندار بد آن عشق و یقین جمله گمان بود

2

آن ناز تکلف بد و آن مهر فسون بود

وان عشق مجازی بد و آن سود و زیان بود

3

بر روی رقم شد شرری کز دل و جان تافت

و ز دیده برون آمد دردی که نهان بود

4

توحید من آن زلف بشولیده او بود

ایمان من آن روی چو خورشید جهان بود

5

رویی که رقم بود برو دولت اسلام

زلفی که درو مرتدی و کفر نشان بود

6

بنمود رخ و روم به یک بار بشورید

آیین بت بتگری از دیدن آن بود

7

پس زلف برافشاند و جهان کفر پراکند

الحق ز چنان زلف مسلمان نتوان بود

8

گویی که درو پای عزیزان همه سر بود

راهی که در وصل نکویان همه جان بود

9

از خون جگر سیل وز دل پاره درو خاک

منزلگهش از آتش سوزان دمان بود

10

بس جان عزیزان که در آن راه فنا شد

گور و لحد آنجا دهن شیر ژیان بود

11

چون کعبه آمال پدید آمد از دور

گفتند رسیدیم سر ره بر آن بود

12

بر درگه تو خوار و ز دیدار تو نومید

بر خاک نشستند که افلاس بیان بود

13

بیرون ز خیالی نبد آنجا که نظر بود

افزون ز حدیثی نبد آنجا که گمان بود

متن شعر کپی شد.