کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۶ - دوش ما را در خراباتی شب معراج بود...

1

دوش ما را در خراباتی شب معراج بود

آنکه مستغنی بد از ما هم به ما محتاج بود

2

بر امید وصل ما را ملک بود و مال بود

از صفای وقت ما را تخت بود و تاج بود

3

عشق ما تحقیق بود و شرب ما تسلیم بود

حال ما تصدیق بود و مال ما تاراج بود

4

چاکر ما چون قباد و بهمن و پرویز بود

خادم ما ایلک و خاقان بد و مهراج بود

5

از رخ و زلفین او شطرنج بازی کرده ام

زان که زلفش ساج بود روی او چون عاج بود

6

بدره زر و درم را دست او طیار بود

کعبه محو عدم را جان ما حجاج بود

متن شعر کپی شد.