غزل · سنایی
غزل شماره ۱۴۷ - هر که در عاشقی تمام بود...
1
هر که در عاشقی تمام بود
پخته خوانش اگر چه خام بود
2
آنکه او شاد گردد از غم عشق
خاص دانش اگر چه عام بود
3
چه خبر دارد از حلاوت عشق
هر که در بند ننگ و نام بود
4
دوری از عشق اگر همی خواهی
کز سلامت ترا سلام بود
5
در ره عاشقی طمع داری
که ترا کار بر نظام بود
6
این تمنا و این هوس که تراست
عشقبازی ترا حرام بود
7
عشق جویی و عافیت طلبی
عشق یا عافیت کدام بود
8
بنده عشق باش تا باشی
تا سنایی ترا غلام بود