کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۸ - هر که در بند خویشتن نبود...

1

هر که در بند خویشتن نبود

وثن خویش را شمن نبود

2

آنکه خالی شود ز خویشی خویش

خویشی خویش را وطن نبود

3

من مگوی ار ز خویش بی خبری

زان که از خویش مرده من نبود

4

در خرابات هر که مرد از خویش

تن او را ز من کفن نبود

5

ارنه ای مرده هر چه خواهی گوی

از همه جز منت سخن نبود

6

با سنایی ازین خصومت نیست

زین خصومت ورا حزن نبود

7

مست باش ای پسر که مستان را

دل به تیمار ممتحن نبود

8

راستی را همی چو خواهی کرد

نیستی جز هلاک تن نبود

متن شعر کپی شد.