غزل · سنایی
غزل شماره ۱۵۱ - جمع خراباتیان سوز نفس کم کنید...
1
جمع خراباتیان سوز نفس کم کنید
باده نهانی خورید بانگ جرس کم کنید
2
نیست جز از نیستی سیرت آزادگان
در ره آزادگان صحو و درس کم کنید
3
راه خرابات را جز به مژه نسپرید
مرکب طامات را زین هوس کم کنید
4
مجمع عشاق را قبله رخ یار بس
چون به نماز اندرید روی به پس کم کنید
5
قافله عاشقان راه ز جان رفته اند
گر ز وفا آگهید قصد فرس کم کنید
6
روی نبینیم ما دیدن سیمرغ را
نیست چو مرغی کنون ز آه و نفس کم کنید
7
گر نتوانید گفت مذهب شیران نر
در صف آزادگان عیب مگس کم کنید