کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۲ - میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید...

1

میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید

مملکت بر وی سهی شد ملک بر وی آرمید

2

نامه آن نامه ست کاکنون عاشقی خواهد نوشت

پرده آن پرده ست کاکنون عاشقی خواهد درید

3

دلبران را جان همی بر روی او باید فشاند

نوخطان را می همی بر یاد او باید چشید

4

آفت جانهای ما شد خط دلبندش ولیک

آفت جان را ز بت رویان به جان باید خرید

5

گویی اکنون راست شد «والشمس» اندر آسمان

آیت «واللیل» کرد و «الضحاش» اندر کشید

6

گر ز مرد گرد بیجاده ش پدید آمد چه شد

خرمی باید که اندر سبزه زیباتر نبید

7

هر چه عمرش بیش گردد بیش گرداند زمان

چون غزلهای سنایی تری اندر وی پدید

8

کی تبه گرداندش هرگز به دست روزگار

صورتی کایزد برای عشقبازی آفرید

متن شعر کپی شد.