غزل · سنایی
غزل شماره ۱۵۸ - مارا مدار خوار که ما عاشقیم و زار...
1
مارا مدار خوار که ما عاشقیم و زار
بیمار و دلفگار و جدا مانده از نگار
2
ما را مگوی سرو که ما رنج دیده ایم
از گشت آسمان وز آسیب روزگار
3
زین صعبتر چه باشد زین بیشتر که هست
بیماری و غریبی و تیمار و هجر یار
4
رنج دگر مخواه و برین بر فزون مجوی
ما را بسست اینکه برو آمدست کار
5
بر ما حلال گشت غم و ناله و خروش
چونان که شد حرام می نوش خوشگوار
6
ما را به نزد هیچ کسی زینهار نیست
خواهیم زینهار به روزی هزار بار