غزل · سنایی
غزل شماره ۱۶۵ - ماهی که ز رخسارش فتنه ست به چین اندر...
1
ماهی که ز رخسارش فتنه ست به چین اندر
وز طره طرارش رخنه ست بدین اندر
2
افسون لب عیسی دارد به دهان اندر
برهان کف موسی دارد به جبین اندر
3
کز نوک سلیمانی بر طرف کمر دارد
وز ننگ سلیمان را دارد به نگین اندر
4
از طلعت و رخسارش خورشید چو مظلومان
افتد ز فلک هر دم پیشش به زمین اندر
5
خرم بود آن روزی کز بهر طرب دارم
زلفش به یسار اندر ساغر به یمین اندر