غزل · سنایی
غزل شماره ۱۷۷ - ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر...
1
ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر
جان ده اندر عشق و آنگه جان ستان را جان شمر
2
کفر و ایمان گر به صورت پیش تو حاضر شوند
دستگاه کفر بیش از مایه ایمان شمر
3
ور نمی دانی که خود جانان چه باشد در صفا
هر چه آن را از تو بیرون برد آن را آن شمر
4
چشمه حیوان چه جویی قطره ای آب از نیاز
در کنار افشان ز چشم و چشمه حیوان شمر
5
یوسف گم کرده از نو دیده شوخی بدوز
پوست را بر قالب خود خانه احزان شمر