غزل · سنایی
غزل شماره ۱۸۱ - سکوت معنویان را بیا و کار بساز...
1
سکوت معنویان را بیا و کار بساز
لباس مدعیان را بسوز و دور انداز
2
سکوت معنویان چیست عجز و خاموشی
لباس مدعیان چیست گفتگوی دراز
3
مرا که فتنه و پروانه بلا کردند
هزار مشعله شمع با دلم انباز
4
به گرد خویش همی پرم و همی گویم
گهی بسوزد آخر فذلک پرواز
5
قمار خانه دل را همیشه در بازست
نکرد هیچ کس این در به روی خلق فراز
6
به برده شاد مباش وز مانده طیره مشو
برو بباز بیار و همی به یار بباز