کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۲ - با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز...

1

با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز

از شام تو قدر آید و از صبح تو نوروز

2

از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک

وز تابش روی تو برآید دو شب از روز

3

بر گرد یکی گرد دل ما و در آن دل

گر جز غم خود یابی آتش زن و بفروز

4

هر چند همه دفتر عشاق بخواندیم

با این همه در عشق تو هستیم نو آموز

5

در مملکت عاشقی از پسته و بادام

بوس تو جهانگیر شد و غمزه جهانسوز

6

تا دیده ما جز به تو آرام نگیرد

از بوسه ش مهری کن و ز غمزه ش بردوز

7

با هجر تو هر شب ز پی وصل تو گویم

یارب تو شب عاشق و معشوق مکن روز

متن شعر کپی شد.