کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۰ - ای سنایی دل بدادی در پی دلدار باش...

1

ای سنایی دل بدادی در پی دلدار باش

دامن او گیر و از هر دو جهان بیزار باش

2

دل به دست دلبر عیار دادن مر ترا

گر نبود از عمری اندر عشق او عیار باش

3

بر امید آنکه روزی بوس یابی از لبش

گر بباید بود عمری در دهان مار باش

4

چشم را بیدار دار اندر غم او زان کجا

دل نداری تا ترا گویم به دل بیدار باش

5

گر میی خواهی که نوشی صبر کن در صد خمار

ور گلی خواهی که بویی در پی صد خار باش

6

گر نیابی خضروار آب حیات اندر ظلم

عیب ناید زان تو در جستن سکندروار باش

7

شمع با انوار جانانست و تو پروانه ای

دشمن جان و غلام شمع با انوار باش

8

کار پروانه ست گرد شمع خود را سوختن

تو نه آخر کمتر از پروانه ای در کار باش

9

مستی و عشق حقیقی را به هشیاری شمر

نزد نادان مست و نزد زیرکان هشیار باش

متن شعر کپی شد.