غزل · سنایی
غزل شماره ۱۹۵ - ای جهان افروز دلبر ای بت خورشید فش...
1
ای جهان افروز دلبر ای بت خورشید فش
فتنه عشاق شهری شمسه خوبان کش
2
گاه آن آمد از وصل تو بستانیم داد
زین جهان حیله ساز و روزگار کینه کش
3
باده ای خواهیم تلخ و مجلسی سازیم نغز
مطربی ناهید طبع و ساقیی خورشید فش
4
در جهان ما را کنون شش چیز باید تا بود
زخم ما بر کعبتین خرمی امروز شش
5
خانه ای گرم و حریفی زیرک و چنگی حزین
ساقی خوب و شراب روشن و محبوب خوش