کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۳ - برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده ام...

1

برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده ام

ور چه آزادم ترا تا زنده ام من بنده ام

2

مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل

نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده ام

3

از هوای هر که جز تو جان و دل بزدوده ام

وز وفای تو چو نار از ناردان آگنده ام

4

عشق تو بر دین و دنیا دلبرا بگزیده ام

خواجگی در راه تو در خاک راه افگنده ام

5

تا بدیدم درج مروارید خندان ترا

بس عقیقا کز دریغ از دیده بپراکنده ام

6

تا به من بر لشگر اندوه تو بگشاد دست

از صلاح و نیکنامی دستها بفشانده ام

7

دست دست من بد از اول که در عشق آمدم

کم زدم تا لاجرم در ششدره درمانده ام

متن شعر کپی شد.