غزل · سنایی
غزل شماره ۲۳۰ - دستی که به عهد دوست دادیم...
1
دستی که به عهد دوست دادیم
از بند نفاق برگشادیم
2
زان زهد تکلفی برستیم
در دام تعلق اوفتادیم
3
از پیش سجاده بر گرفتیم
طاعات ز سر فرو نهادیم
4
وز دست ریا فرو نشستیم
در پیش هوا بایستادیم
5
تن را به عبادت آزمودیم
دل را به امید عشوه دادیم
6
اندوه به گرد ما نگردد
چون شاد به روی میر دادیم