کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۶ - چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم...

1

چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم

که آنگه خوش بود با من که من بی خویشتن باشم

2

من آنگه خود کسی باشم که در میدان حکم او

نه دل باشم نه جان باشم نه سر باشم نه تن باشم

3

چه جای سرکشی باشد ز حکم او که در رویش

چو شمع آنگاه خوش باشم که در گردن زدن باشم

4

چو او با من سخن گوید چو یوسف وقت لا باشد

چو من با او سخن گویم چو موسی گاه لن باشم

5

سخن پیدا و پنهان ست و او آن دوستر دارد

که چون با من سخن گوید من آنجا چون وثن باشم

6

چو بیخود بر برش باشم ز وصف اندر کنف باشم

چو با خود بر درش باشم ز هجر اندر کفن باشم

7

مرا در عالم عشقش مپرس از شیب و از بالا

مهم تا در فلک باشم گلم تا در چمن باشم

8

مرا گر پایه ای بینی بدان کان پایه او باشد

بر او گر سایه ای بینی بدان کان سایه من باشم

9

سنایی خوانم آن ساعت که فانی گشتم از سنت

سنایی آنگهی باشم که در بند سنن باشم

متن شعر کپی شد.