کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۷ - فراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشم...

1

فراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشم

جدا گردید یار از من جدا از یار چون باشم

2

به چشم ار نیستم گنج عقیق و لولو و گوهر

عقیق افشان و گوهربیز و لولوبار چون باشم

3

کسی کوبست خواب من در آب افگند پنداری

چو خوابم شد تبه در آب جز بیدار چون باشم

4

بت من هست دلداری و زود آزار و من دایم

دل آزرده ز عشق یار زود آزار چون باشم

5

دهانش نیم دینارست و دینارست روی من

چو از دینار بی بهرم به رخ دینار چون باشم

6

ز بی خوابی همی خوانم به عمدا این غزل هردم

«همه شب مردمان در خواب و من بیدار چون باشم»

متن شعر کپی شد.